هفته بد

سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را نداشته باشد هرگز تنديسي زيبا نميشود !!!
فقطيك بار فرصت داري تا از وجودت تنديسي زيبا بسازي.
پس از زخم تيشه خسته نشو !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هفته پيش هفته بدي بود12.gif،‌ چون بازم از مهدكودك در مورد كيان اخطار بهم كردن26.gif، هرچي هم با كلينيك خودش تماس گرفتم متأسفانه جواب نميدادن، تا اينكه يه دكتر ديگه بهم معرفي شد. روز چهار‌شنبه بعد از ظهر بدون وقت قبلي رفتم مطب همون دكتر تو ظفر كه چون قبلا تماس نگرفته بودم اجازه ندادن دكتر رو ببينم و براي يه دكتر ديگه روز بعد ساعت 5/2 بهمون وقت دادن.

بعد از شنيدن شرح حال كيان و شكاياتي كه مطرح شده بود دكتر يه قرص جديد به قرص قبلي اضافه كرد به اسم هالوپريدول بصورت نصف ظهر و نصف شب. تو اين چن روز هم كه مصرف كرد خوشبختانه خيلي خوب جواب داده و اون پرخاشگريها و ناآرومي‌هاي قبلي از بين رفته (البته اگه كيارش اذيتش نكنه). براي كيان دعا كنين كه به اين قرصا جواب بده چون بهم گفتن اگه بهمين صورت پيش بره از فروردين تو مهد نمي‌پذيرنش و اينجوري از كيارش خيلي عقب ميمونه.

الان ميفهمم مادر شدن و مادر بودن اونم بصورت واقعي چقدر سخته28.gif،‌ چون احساس ميكنم خودم فقط اسم مادر رو يدك ميكشم و نتونستم هيچ جوري با بچه‌م ارتباط برقرار كنم. خيلي وقتا سعي كردم از زير بار مسئوليت شونه خالي كنم و همه چيز رو به گردن ناصر بندازم،‌ خودم خوب ميدونم كه مقصرم،‌ الانم خيلي رنج ميكشم وقتي ميبينم براي هر كاري باباشونو ميخوان.

البته ميگن هيچوقت براي جبران كردن دير نيست ولي ظاهرا اين جبران مافات كردن خيلي زحمت داره و به اين زوديها ميسر نيست چون من از خرداد ماه دارم سعي ميكنم ولي بنظر خودم اصلا موفق نبودم.33.gif

برام دعا كنين تو اين روزاي عزيز مخصوصا امروز كه اربعينه بتونم مادر بهتري باشم. به مامانم زنگ زدم داشت شله‌زرد نذري رو ميپخت و بهم گفت كه خيلي برام دعا كرده،‌ بعدشم با بغض گفت بيتا جون مادر تو رو خدا كمتر غصه بخور،‌ يه موقع يه بلائي سرت مياد اونوقت اين بچه‌ها زبونم لال بدون تو چكار كنن؟؟؟

گفتم مامان جون غصه نخور چون ظاهرا بدون من راحت‌ترن. بعد هم بهم گفت پسر يكي از دوستاي دائيم كه 28 سالشه و تازه ازدواج كرده بوده بدليل مشكلات خانوادگي سكته كرده و مرده.

من دارم سعي ميكنم مثل سنگي كه تو نوشته بالا بود از هر ضربه تيشه به خودم نلرزم و بتونم وجودمو به يه تنديس زيبا تبديل كنم،

به يه مادر نمونه

برام دعا كنين

راستي يكي بهم بگه اگه بخوام از طريق تيني پيك عكس بذارم چه جوري بايد كار كنم هرچي سعي كردم نشد. در ضمن هفته پيش وقت دكتر تيروئيدم بود، ميدونين رو هم ديگه چقدر وزن كم كردم؟ 5/7 كيلو گرم يعني شدم 5/52 كيلو.

دكترم يه عالمه قرص و آمپول تقويتي برام نوشته منم آمپولا رو گذاشتم تو كيفم كه برم بزنم،‌ البته كيه كه بزنه، يه سونوگرافي كامل هم انجام دادم كه بازم طبق معمول نشون داد كه كليه راستم فولنس داره و كيسه صفرا هم خيلي منقبض بود و بهم گفت كه بايد 10 ساعت ناشتا باشم و يه سونوي ديگه انجام بدم. حال ميكنين يه آدم با اين همه ناراحتي و مرض تازه خيلياشم نگفتم.

پس بازم برام دعا كنين

********************************

 

تو رو خدا ميبينين ماماني چه‌جوري پامو بسته،‌ از بس كه شيطونم يه مدت اينجوري نگهم ميداشته. البته دو سال پيش26.gif

 

خدائيش منم دست كمي از كيارش نداشتما، منم همونجوري ميبست به تخت تا كار خطرناك نكنيم.

 

اينم ما دوتا قبل از سلموني پارسال عيد08.gif

 

حالا بعد از سلموني03.gif

 

وايييييييي چه عسليم من07.gif

 

اينجا هفت ماهمونه، طبق معمولم كيارش در حال گريه زاريه، بچه بد نق نقوووووووووو02.gif

 

الان ميام ميخورمتتتتتتتتتتت15.gif

واي واي واي چه دندونائيييييييي04.gif

 

دوچرخه بازي با دوچرخه دخترخاله چه حالي داره32.gif

كفشامو ببين، ديگه بزرگ شدم01.gif

/ 39 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رويای نيمه شب

پس کی «ي ايی؟؟؟ آخرين پست ۸۵ رو بيا و بزار ديگه بيتا جونم گلهاتو ماچ مالی کن از طرف من

نگين

سلام بيتا جون ممنون از تبريکت....گلم اگه ۲ تا پست پايين ترم رو بخونم متوجه ميشی پسمل يا دختر.... پست اخر نظر سنجی.... بازم ممنون از تيريکت

شهرزاد مامان شرمينه

سلام بيتا جون خيلی شکسته نفسی می کنی . به نظرم همه تلاشت رو برای يک مادر نمونه بودن می کنی و اين عاليه . عزيزم بيشتر از ظرفيت خودت که نمی تونی ! اول از همه مواظب خودت باش . اميدوارم سال خوبی داشته باشی !! دو قلوهای نازت رو می بوسم .

ارکا

بيتا جونی پيشاپيش سال نوتون مبارک ايشالا يه سال همراه با سلامتی و تندرستی و اضافه وزن و دو تا کوچولوی سر به راه و ماشين نو

رويای نيمه شب

سلام بر بيتا خانم گل و دو تا غنچه ی کوچولو و خوشگلش بيتا جونم عيد رو پيشاپيش به شما و خونوادت تبريک ميگم و اميدوارم که تو سال جديد به تموم خواسته هاتون برسين و سالی سرشار از شادی و سلامتی داشته باشين

بهانه

بيتا جون غصه نخور خانومي مشكل كيان اصلا مشكلي نيست كه تو بخاطرش اينهمه خودت و اذيت كني و غصه بخوري بيماري خودتم كه خوب به بيماريه عزيزم ، لطفا سخت نگير و فكر و خيال نكن منم با حرف مامانت موافقم ، من هميشه فكر ميكنم كه اينهمه كه من عاشق پسركم هستم اگر مراقب خودم نباشم و بلائي سر من بياد اون چكار ميكنه پس به خاطر اونم شده مراقب خودم هستم توام مراقب خودت باش و فكر و خيال نكن از طرف منم گل پسراتو ببوس سال نو رو بهت تبريك ميگم و دعا ميكنم به تمام آرزوهات برسي و هميشه سالم و سلامت و خوش و خرم باشيد

نيلوفر

سلام عزيزم.چطوری خانومی.امروز بی مشکل وبلاگتو از خونه باز کردم.پيشاپيش سال نو رو بهت تبريک می گم و ارزوی سالی خوب رو برات دارم.پيرای گلتو ببوس خانومی

نسترن

هيچ وقت و هيچ وقت و هيچ وقت فکر نکن مادر بدی هستی يه زن سختی های زيادی رو تو زندگی متحمل می شه اون وقت انتظار داری هميشه سرپا باشه و همه کارها رو هم خودش تنهايی انجام بده اونم با دو تا دوقلوی شر و شيطون.اميدت به خدا باشه من دعا می کنم کوچولوها آروم تر بشن و همه ناراحتی ها و مشکلات حل بشه اما دعا نمی کنم تو مامان خوبی بشی برای اين که عالی هستی اين و می شه از حرفات از لباسای تر وتميز بچه ها و خيلی چيزای ديگه فهميد.راستی عيد هم پيشاپيش مبارک باشه.در مورد مهد هم ممنون.

مسعود

سلام چرا آخه طفلکيا رو ميبستيد به تخت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟