دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
فرشته

روزي مردي خواب عجيبي ديد. ديد كه رفته پيش فرشته‌ ها و به كارهاي آنها نگاه ميكند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هايي را كه توسط پيكها از زمين ميرسند باز ميكنند و آنها را داخل جعبه هايي ميگذارند.

مرد از فرشته اي پرسيد: شما داريد چكار ميكنيد؟ فرشته گفت: اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل ميگيريم.

مرد كمي جلوتر رفت. ديد دسته اي ديگر از فرشتگان كاغذهايي را داخل پاكت گذاشته و توسط پيكهايي به زمين ميفرستند.

پرسيد: شما چكار ميكنيد؟ يكي از فرشتگان با عجله گفت: اينجا بخش ارسال است. ما الطاف و رحمتهاي خداوند را براي بندگان به زمين ميفرستيم.

مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته، با تعجب پرسيد: شما اينجا چكار ميكنيد؟ فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است. مردميكه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار كمي جواب ميدهند.

مرد پرسيد: مردم چگونه ميتوانند جواب بفرستند؟ و فرشته پاسخ داد: خيلي ساده، فقط بايد بگويند خدايا شكر!

نوشته: آليس مك جورج

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        یکشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٥ - بيتا