دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
يكسال گذشت

خواستيم فراموشت کنيم
اما باز هم هوا بارانیست
شیشه ها باز هم میگریند
وبه یاد شب بارانی ما
اشکهای حسرت دوری تو میریزند
ولی اینبار
روی شیشه
جای انگشت تو هم خالی است ....
باز هم هوا بارانیست.....

امروز بعدازظهر (سه‌شنبه 21 فروردين) مراسم اولين سالگرد فوت مديرعامل فقيد شركت پتروشيمي برزويه جناب آقاي مهندس نوري در مسجدالنبي واقع در كارگر شمالي از ساعت 3 تا 30/4 بعدازظهر برگزار ميگردد.

چه زود گذشت ..........

حيف كه عليرغم تمام اشتياقم براي حضور در اين مراسم، نميتونم برم، چون تقريبا 10 روزه گرفتار يه نوع سرگيجه و حالت تهوع و ... غيره هستم كه دكتر ميگه مربوط به نفوذ نوعي ويروس سرماخوردگي به گوش ميانيه و ممكنه چندين ماه طول بكشه، الانم كه دارم مينويسم مامانم كنارم روي تخت نشسته و سه روزه اومده اينجا مراقب من. خودم هم شديدا سرگيجه دارم، ولي ديدم نميتونم اين روز رو فراموش كنم، دكتر هم بهم گفت از لحاظ روحي شديدا بهم ريخته‌اي و من بهت توصيه اكيد ميكنم كه حتما برگردي سركار؛ خودم هم فكر ميكنم مشكلاتم از روزي شروع شد كه بعد از 9 سال كار نشستم تو خونه و هي فكراي بيخود كردم.

ميخوام مثبت باشم، مثبت فكر كنم،‌ يه تغيير اساسي تو رويه زندگيم ايجاد كنم، اگه راهي ميشناسين حتما بهم بگين،‌ البته قراره با ورزش شروع كنم بعد هم برم دنبال يه كار نيمه وقت. (گفتم كه قراره، شما باور نكنين، چون يكساله كه دارم با خودم قرار ميذارم)

دلم تنگ است
كجاست روزهاي خوشي
روزهاي سپيد ديدار
كجاست روزهاي اميد و صفا
باران مهر ميخواهم
اي باران ببار
الهي از سرلطفت ببار
بشور جانم را، تنم را
ببار تا زخم كهنه التيام بخشد
روح خسته ام جاني تازه بگيرد
ولبان خشكيده ام روح و طراوت باران را نوش كند
غمهايم را ببرد تا ناكجا آباد
ببر تا آخر دنياي تنهاي
ببر تا آخر نيست بودن

اشك را با غم
غم را با تمام تنهاييم
و امروز تنهاييم را با ساعات غمزده ديوار تقسيم ميكنم
اشك هاي زلال و روانم را به دست زمان فراموش شده ميسپارم
تا همه هست و نيست مرا ببرد به عمق هيچ
اي همه تنهايي تو را در آغوش كشيده ام
تو تنها همدم مني در سكوت مرگبار شب
لبخند تلخ زدم برحسرت ديدار تو اي آواره ترين

آقاي مهندس نوري روحت شاد و قرين رحمت باد

يه فاتحه براي شادي روح اين عزيز و اموات خودتون بفرستيد

 

گلهاي سايت كه آقاي نوري عاشقشون بود

 

اينجا آقاي نوري تو اتاق خودش (واقع در ميرداماد) در حال مصاحبه‌س كه دو سال پيش از تلويزيون پخش شد

 

سايت برزويه و تشييع پيكر آقاي نوري تا فرودگاه عسلويه (سه‌شنبه 22 فروردين 85)

بعداز ظهر همين روز من و چن تا از خانما با تعدادي از همكاراي شركت به اضافه تمام رئيس‌ها و مديراي شركتمون كه همراه آقاي نوري از سايت برگشتن و جمعي از مقامات شركت نفت، تو فرودگاه مهرآباد جنازه آقاي نوري رو تحويل گرفتيم

 

تشييع پيكر آقاي نوري از مقابل بيمارستان شركت نفت و مراسم خاكسپاري

(چهارشنبه 23 فروردين 85)

 

حال پسرا هم خيلي خوبه و مهد هم از كيان راضيه، البته فعلا. مامانشون هم روي سرشون كاردستي انجام داده كه بزودي عكسشو ميذارم.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٦ - بيتا