دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
كودكان بيش فعال

بالاخره امروز بهمون تو يه بانك ملت ديگه نوبت دادن، بريم ببينيم اين ماشين فرسوده تعويض ميشه يا نهههههههههههه؟؟ (نيلوفر جون كمككككككككككككككك) ساعت 12 با ناصر قرار دارم، از ساعت 5/6 صبح هم بيدارم، چه عجب، تعجب نكنين، چون ديشب خيلي خيلي اتفاقي ساعت 12 شب خوابم برده، براي همين ديدم بهترين فرصته تا در اين صبحگاه سرد زمستاني (چون بازم موتورخونه ايراد پيدا كرده و شوفاژا سرده) سري به وبلاگ دوستان بزنم، راستي ديروز تلفني با سميه مامان ايليا صحبت كردم، اگه خدا بخواد ميخوايم جمعه همديگه رو ببينيم، بهمراه چندين و چند تا از دوستاي ديگه.

ديروز داشتم تو گوگل دنبال مطالبي در مورد بيش فعالي ميگشتم به موارد خوبي برخوردم، ديدم دونستنش براي پدر و مادراي عزيز بد نيست، شايد خيلي ها از اين نمونه بچه‌ها دوروبرشون باشه و ندونن مشكلش چيه، به اميد روزي كه اين مشكلات رو بتونيم حل كنيم.

خواهش ميكنم سر فرصت بخونين چون هم زياده و هم خيلي خيلي مهم، حتي اونائي كه در مرحله بارداري هستن، عجله نكنين، من چون خودم اين مشكلو دارم ميدونم خيلي سخته،‌ اميدوارم براي هيچكدومتون پيش نياد، فقط خوشحالم كه زود فهميدم بايد چكار كنم، در ضمن اگه تو دوستاي عزيز كسي اين مشكلو داره بد نيست براي كمك به همديگه با هم در تماس باشيم.

ممنون از توجهتون:

اختلال كم توجهي- بيش فعالي در كودكان  (Hyperactive)

يا به عبارتي فزون جنبشي - تكانشي

اين اختلال در بر گيرنده كودكاني است كه از دستورها اطاعت نمي كنند ، از لحاظ هيجاني تحريك پذير و خشن هستند ، پيوسته از يك فعاليت به كار ديگري مي پردازند بدون اينكه هيچ يك را به سر انجام برسانند ، تمركز و توجه در كارها و يا فعاليتها و بازيها در اين كودكان پايدار نيست ، اغلب به نظر مي رسد كه حواسشان جاي ديگري است و يا گوش نمي  دهند و اينطور به نظر مي رسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنيده اند ، اكثر اين كودكان بد اخلاق ، ستيزه جو ،  نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند و به طور كلي لجوج ، رياست طلب و بي انضباط هستند ، رفتارهاي غير قابل پيش بيني انجام مي دهند ، مرتب در حرف ديگران مي پرند ، اشيا را از ديگران مي قاپند و به چيزهايي دست مي زنند كه اجازه  آن را ندارند .

 

 اين كودكان وقتي كه بزرگتر مي شوند در كارهاي گروهي مشكل دارند و در مدرسه نمي توانند يكجا آرام بگيرند به طور مكرر از جاي خود بلند مي شوند و يا از ميز آويزان مي شوند. بيش فعالي ممكن است به صورت بيقراري ، ناآرامي در جاي خود ، دويدن ، جهيدن و بالا و پايين پريدن در موقعيتهاي نامربوط ، ناتواني در ساكت ماندن و يا بيش از حد حرف زدن نيز نمود مي يابد.                                  

 

اين كودكان معمولا در نوباوگي علائمي از خود نشان مي دهند مانند : خواب كم و گريه زياد دارند ، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت به گونه اي غير عادي پاسخ مي دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمي گيرند و جيغ مي زنند و لگد مي اندازند و حتي در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارند، در اين نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ،  مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي دهند.

 

اكثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي دهند غير مترقبه و ناگهاني است و خطر را احساس نمي كنند.                    

به طور كلي مي توان گفت الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و توجه ، بيش فعالي و پرخاشگري است ، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانيم بگوييم كه كودك دچار اين اختلال شده است.

 

 علل ايجاد اين اختلال هنوز به طور قطعي ناشناخته است ، عوامل متعددي از قبيل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختي ، حساسيت غذايي و متغيرهاي محيطي مطرح شده است اما هيچ يك تاييد و يا رد نشده اند. پژوهشها حاكي از آن است كه پسران بيشتر از دختران به اين اختلال مبتلا مي شوند.  

 

 در درمان اين كودكان روشهاي  رفتار درماني به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي كند بهترين نتايج را در كنترل علائم دارد.             

والدين چنين كودكاني بايد با مراجعه به روانپزشك و يا روانشناس با شكيبايي و ثبات قدم در اين مسير به فرزندشان كمك كنند.

تفاوت‌هايي در مغز كودكان بيش فعال [ October 04, 2005 ]

سلامت به نقل ازAFP: مغز كودكان مبتلا به اختلال رفتاري بيش فعالي- تكانشي با مغز هم سن و سالان خود متفاوت است. مطالعات جديد پژوهشگران استراليايي نشان مي‌دهد كه در اين كودكان نواحي مغزي ايجاد كننده تمركز دچار اختلال و كاهش عملكرد شده‌اند. به عقيده پژوهشگران اين كودكان در مناطق مغزي مربوط به حس بينايي نيز دچار كاهش عملكرد هستند اما بر عكس ديگر نقاط مغز آنها دچار افزايش فعاليت است. همين اختلالات در مجموع باعث مي‌شوند كه اين كودكان قدرت تمركز نداشته باشند و ذهن آنها در هنگام انجام هر فعاليتي به راحتي منحرف شود.

هفته نامه سلامت :درباره شايع‌ترين اختلال رفتاري كودكان: بيش فعالي ـ كم توجهي
دكتر هريش هافمن نخستين فردي بود كه اين اختلال را توصيف كرد. درسال 1845 زماني كه پسرش سه سال داشت، براي او كتاب مصوري تاليف كرد كه در مورد كودكان و رفتار آنها بود. در اين كتاب داستاني بود به نام <فيليپ ناآرام.> اين داستان،درواقع اولين توصيف واقعي از پسربچه‌اي مبتلا به اختلال بيش‌فعالي- كم‌توجهي است. در 1902، سرجورج استيل كودكاني را توصيف كرد كه علي‌رغم محيط مناسب تربيتي، مشكلاتي اساسي در كنترل رفتارشان داشتند. امروزه مشكل اين كودكان با عنوان <اختلال بيش‌فعالي- كم‌توجهي> شناخته مي شود.
<اختلال بيش‌فعالي- كم‌توجهي> كودكان را در سنين پيش از دبستان و سال‌هاي ابتدايي مدرسه مبتلا ساخته و با ايجاد مشكل در كنترل رفتار و تمركز موجب مي‌شود. اين كوكان علي‌رغم ضريب هوشي بالاتر از ميانگين جامعه، دستاوردهايي كمتر از توانشان داشته باشند. از آنجا كه مشكل اين كودكان اغلب تشخيص داده نمي‌شود (و يا دير تشخيص داده مي‌شود)، توانايي‌هايشان رشد نكرده و آموزش كافي دريافت نمي‌كنند، به همين دليل ممكن است به‌عنوان كم‌عقل توصيف شوند.
3 تا 5 درصد كودكان مبتلا به اين بيماري هستند كه در اين ميان پسرها سه برابر بيشتر از دخترها مبتلا مي‌شوند. البته 1 تا 2 درصد نوجوانان و بزرگسالان نيز مبتلا هستند كه رابطه‌اي با نژاد يا طبقه اقتصادي اجتماعي ندارد.

سر به هوا و بازيگوش
كم‌توجهي، حواس پرتي، فعاليت بيش از حد و اعمال بدون كنترل، علايم اصلي اختلال بيش‌فعالي كم‌توجهي‌اند. البته در افراد مختلف شدت و ضعف و تنوع علايم يكسان نيست.به همين دليل براساس بارز بودن هريك از علامت‌ها، بيماري را به سه دسته بيش‌فعال، كم‌توجه و دسته مختلط تقسيم مي‌كنند.

فعاليت بيش از حد:

اين بچه‌ها دائما در حال حركت هستند، به اشيا دور و بر دست مي‌زنند و مرتب صحبت مي كنند. كارهايي كه نياز به آرام ماندن دارند مثل نشستن سر سفره يا در كلاس درس، كار دشواري برايشان محسوب مي‌شود. با بزرگ‌تر شدن اين بچه‌ها، در سنين نوجواني و بزرگسالي، به‌تدريج قادر خواهند بود بر اعمال خود مسلط شوند، اما در درون خود احساس بي‌قراري مي‌كنند. اين افراد دائما خود را مشغول كرده و اغلب چند كار را با هم انجام مي‌دهند و از كارهايي كه نياز به آرام‌بودن دارند (مثل مطالعه) لذت نمي‌برند.

اعمال بدون كنترل (بي‌اختياري:)

به‌نظر مي‌رسد كه بچه قادر نيست قبل از انجام عمل فكر كند يا جلوي واكنش‌هايش را بگيرد. اين بچه‌ها اغلب مطالب نامربوطي را به زبان مي‌آورند و كنترلي بر بروز احساسشان ندارند. گاهي كنترل غذاخوردن خود را از دست داده و بسيار پرخور مي‌شوند. از همين رو در اطفال چاق <اختلال بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي> به‌عنوان يكي از علل مهم چاقي همواره بايد مدنظر باشد. رفتارهاي بي‌اختيار با افزايش سن از بين نمي‌روند و در بزرگسالي نيز ممكن است فرد اعمالي را انجام دهد كه قادر به كنترل آنها نباشد.

كم‌توجي:

كم‌توجهي شايع‌ترين علامت <اختلال بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي> است. اين بچه‌ها در تمركز بر روي موضوع مشكل دارند و ممكن است پس از چند دقيقه، كار را ناتمام رها كرده و كار ديگري را شروع كنند. البته در صورتي كه از كار لذت ببرند مشكلي در تمركز نخواهند داشت. اين افراد با كوچك‌ترين صدا يا نور، حواسشان پرت مي‌شود، در توجه به جزئيات مشكل دارند و در اثر كم‌توجهي مرتبا دچار اشتباه مي‌شوند. خيلي‌وقت‌ها به‌ياد نمي‌آورند وسايلشان را كجا گذاشته‌اند؛ در طول روز مرتبا مي‌خوابند، گيجند و حركات آهسته‌اي دارند.علايم معمولا در سنين پايين و به‌صورت تدريجي ظاهر مي‌شود و فعاليت بيش‌ از حد و بي‌اختياري در رفتار نيز پيش از كم‌توجهي بروز مي‌كند.خيلي وقت ها كودكي كه دچار فعاليت بيش از حد مي‌شود و نمي‌تواند در مدرسه آرام بگيرد، به‌سرعت مورد توجه قرار گرفته و به احتمال زياد بيماري وي تشخيص داده خواهد شد، اما كودكي كه تنها دچار كم‌توجهي است ممكن است به‌راحتي ناديده گرفته شود و تمام عمر از اين مشكل تشخيص داده نشده، رنج ببرد.
بسياري از كودكان طبيعي ممكن است اين علايم را با شدت‌هاي كمتر داشته باشند، از اين رو اين علايم را زماني مي‌توانيم نشانه بيماري بدانيم كه بر عملكرد كودك در مدرسه، منزل و ارتباط با ساير كودكان تاثير گذاشته باشد.

بچه‌هاي گيج، درمان مي‌خواهند
سه نوع درمان براي اين اختلال وجود دارد كه اغلب تركيبي از هر سه براي بيمار به‌كار مي‌رود.
1- روا‌ن‌درماني
اين درمان توسط يك تيم روان‌پزشك ـ روانشناس انجام مي‌شود و در آن دو مسئله مورد توجه قرار مي گيرد: يكي واكنش‌ها و رفتار فرد و ديگري تفكرات ونگرش‌هايي كه علايم را تشديد مي‌كند. به بيمار ياد داده مي‌شود كه چگونه در شرايط مشكل‌زا واكنش‌ها و رفتارهاي خود را كنترل نمايد. با اين شيوه درمان (رفتار درماني) واكنش‌هايي مثل خشم، افسردگي و آسيب به خود تحت كنترل درآمده و كودك قادرخواهد بود ارتباط بهتري بين فكر و جسمش برقرار سازد و به فكر روشني دست يابد. رفتار درماني خصوصا براي كودكان 7-13 سال بسيار مناسب است. از سوي ديگر به بيمار نشان داده مي‌شود كه چگونه يك مدل فكري و يك نگرش،علايم بيماري را تشديد مي‌كند و بر اثر آن بيمار بدون علت عصباني يا مضطرب مي‌شود و اين حس منفي منجر به واكنشي منفي مي‌شود. در مجموع سعي مي‌شود با اين شيوه درمان، مهارت‌هاي ذهني فرد در كنترل رفتار و برقراري روابط اجتماعي افزايش يابد.
2- رژيم غذايي
نقش رژيم غذايي در كنترل علايم اثبات شده است. با حذف غذاهاي آماده و نوشابه، و كاهش مصرف شيريني‌جات، و رعايت <رژيم سلامت> كه حاوي ميوه و سبزيجات بيشتر و كربوهيدرات‌هاي پيچيده است، و افزودن ويتامين‌ها (مثل ويتامين‌هاي گروه‌
B) ، مواد معدني (مثل روي و منيزيوم)، اسيدهاي آمينه و اسيدهاي چرب ضروري و كنترل قند خون، علايم بيماري به وضوح كاهش مي‌يابند.
3- درمان دارويي
موثرترين درمان اين بيماري است و اغلب ساير روش‌ها را در كنار اين روش به‌عنوان درمان‌هاي كمكي به كار مي‌برند. داروهايي كه در اين بيماري استفاده مي‌شوند، تحت عنوان <داروهاي محرك‌> طبقه‌بندي مي‌شوند. آمفتامين و ريتالين مشهورترين داروهاي اين گروه هستند كه آمفتامين را براي كودكان بالاي سه سال و ريتالين را براي كودكان بالاي شش سال به‌كار مي‌برند. آتوموكستين‌ داروي جديد غيرمحركي است كه با اثر بر سلول‌هاي عصبي موجب افزايش دوپامين مي‌شود. به‌نظر مي‌رسد 70 درصد كودكان به اين دارو پاسخ مي‌دهند. داروها در افراد مختلف اثر مشابهي ندارند. برخي از افراد به يك دارو بهتر جواب مي‌دهند و برخي به يك داروي ديگر. از اين رو بسيار مهم است كه به پزشك اجازه دهيد تا با آزمايش داروهاي مختلف، داروي مناسب و مناسب‌ترين دوز آن را بيابد. اگرچه اين داروها در جامعه به‌عنوان محرك مورد استفاده قرار گيرند اما در مقادير درماني، خطري ندارند. برخي از والدين نگرانند كه كودكانشان به اين داروها معتاد شوند. مي‌توان به اين والدين اطمينان داد كه مقادير درماني كه تحت‌نظر پزشك استفاده مي‌شوند، كودكان را معتاد نمي‌كنند.
عوارض داروها
اين عوارض اغلب جزئي بوده و بستگي به دوز مورد استفاده دارند. شايع‌ترين عوارض اين داروها كاهش اشتها، بي‌خوابي، اضطراب، تحريك‌پذيري، شكم‌درد و سردرد است. اكثر اين عوارض پس از چند هفته از شروع درمان از بين مي‌روند، ولي در صورت استمرار علايم مي‌توان دوز دارو را كاهش داد. بسيار مهم است كه به كودك، والدين و معلمين وي آموزش داده شود كه گر چه با مصرف داروها علايم برطرف مي‌شود اما اين امر به معني از بين رفتن بيماري نيست و كودك با وجود از بين رفتن علايم بايد داروها را مصرف كند. 80 درصد كودكاني كه دارو مصرف مي‌كنند به ادامه دارو در دوره نوجواني و 50 درصد به ادامه دارو در دوره بزرگسالي نياز دارند. اين داروها به كودك كمك مي‌كنند تا بهتر تمركز كند و وظايفش را كامل انجام دهد،اما نمي‌توانند اطلاعات وي را افزايش داده و مهارت‌هاي كودك را زياد كنند؛ در واقع اين داروها تنها به كودك كمك مي‌كنند تا از مهارت‌هايش استفاده كند. با استفاده از روان‌درماني در كنار مصرف اين داروها مي‌توانيم مهارت‌هاي كودك را براي حل مشكلات روزمره افزايش دهيم .

از خانه تا مدرسه
درمان كودك بيمار به تنهايي كافي نيست و لازم است كه خانواده‌ او نيز آموزش‌هاي لازم را فرا گيرند. يكي از راه‌هاي حمايت از خانواده، تشكيل گروه‌هاي حمايت‌گر است كه از خانواده‌هايي كه فرزندان بيش فعال‌ـ كم‌توجه دارند تشكيل شده است. در اين گروه‌ها، خانواده‌ها در تاريخ مشخصي گرد هم ميآيند و نسبت به مشكلات و دستاوردهايشان صحبت مي‌كنند و يك متخصص نيز اطلاعات جديد را در اختيار آنان قرارمي‌دهد. در اين گروه‌ها بيمار و خانواده‌اش از احساس تنهايي رهايي يافته و در مي‌يابند كه تنها كساني نيستند كه با اين مشكل دست به گريبانند و از حمايت عاطفي و مشورتي ديگران نيز بهره‌مند مي‌شوند.
بسيار مهم است كه اوليا مدرسه و معلم كودك نيز در جريان بيماري قرار گيرند. اين مساله به پذيرش كودك در محيط مدرسه كمك شاياني مي‌كند.
سخني با والدين
هر چقدر مي‌توانيد در مورد اين بيماري بياموزيد. هر چقدر بيشتر بدانيد، بيشتر مي‌توانيد به كودكتان كمك كنيد.
مقررات مشخص و ساده‌اي براي كودكتان وضع كنيد. به او بگوييد چه كاري مي‌تواند انجام دهد و به ذكر نبايدها بسنده‌ نكنيد.
كودكتان را وقتي كار صحيحي انجام مي‌دهد تشويق كنيد.
با ساير والدين كه مشكلي مشابه شما دارند صحبت كنيد. در اين تماس‌ها مي‌توانيد از تجربه و حمايت عاطفي آنها بهره‌مند شويد.
مرتبا با معلم فرزندتان در تماس باشيد. رفتارهاي در منزل كودكتان را به معلم وي اطلاع دهيد و از رفتارهايش در مدرسه بپرسيد.
هرگز فراموش نكنيد كه شما بهترين حامي فرزندتان هستيد.

هر گردي گردو نيست
وجود علايمي از قبيل فعاليت بيش از حد، رفتارهاي بي‌اختيار و يا كم‌توجهي الزاما به معني وجود بيماري نيست. ابتدا بايد ثابت شود كه رفتار كودك متناسب با سنش نيست. علايم نيز بايد در سنين پايين و پيش از 7 سالگي شروع شده و حداقل شش ماه ادامه يافته باشد. مهم‌تر از همه اينكه اين علايم بايد زندگي فرد را حداقل در دو مكان جداگانه مثل خانه، مدرسه، زمين بازي، اجتماع و ... مختل كرده باشد. در مورد كودكاني كه اين علايم را بروز مي‌دهند اما در انجام تكاليف مدرسه يا ارتباط با ساير كودكان مشكلي ندارند،هم <اختلال بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي> مطرح نيست. بسيار مهم است كه رفتار كودك با رفتار كودكان هم‌سن خودش مقايسه شود و معلوم شود كه آيا اين علايم در پاسخ به شرايطي خاص ايجاد مي‌شوند يا هميشه وجود دارند.خيلي از مواقع كودكي كه مبتلا به بيماري ديگري مثل عفونت مغز است ممكن است اين علايم را بروز دهد كه مسلما به معني وجود <اختلال بيش فعالي ـ كم‌توجهي> نيست.
‌درواقع هريك از علايم گفته شده را ممكن استهمه شما در كودكتان ببينيد. ممكن است كودكتان‌علاقه‌اش را به بازي از دست داده، يا ديگر رغبتي به تماشاي تلويزيون نداشته باشد و يا حتي به‌طور غيرقابل كنترلي، شيطنت كند. از آنجا كه كودكان طبيعي ازنظر شخصيت، ميزان انرژي و .... بسيار متفاوتند، در قدم اول بايد مشخص شود كه آيا رفتار فرزندتان متناسب سنش است يا خير. كودكان كمتر از 6 سال ممكن است به علت عدم رشد كافي، اين علايم را نشان دهند كه جزئي از سير طبيعي رشد آنهاست. <اختلال بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي> بيشتر بين 6-12 سالگي و توسط كساني كه ساعات زيادي با كودك تماس دارند مثل والدين و معلمين تشخيص داده مي‌شود، البته پس از آن مراجعه به يك پزشك جهت تاييد تشخيص الزامي است. روانپزشكان و متخصصين اطفال پزشكاني هستند كه در زمينه اين بيماري تبحر دارند.

چرا بچه‌ها سر به هوا مي‌شوند؟
يكي از اولين سوالاتي كه والدين ممكن است بپرسند اين است كه <چرا>؟ <كجاي كار ما اشتباه بوده كه كودكمان دچار اين بيماري شده است؟>
تاكنون هيچ مدركي كه نشان دهد عوامل اجتماعي و روش‌هاي تربيتي عامل به‌وجود آمدن بيماري هستند ارائه نشده است و اكثر محققين علت بيماري را عوامل بيولوژيك دانسته‌اند. بنابراين مي‌توان با اطمينان به والدين اين كودكان گفت كه بي‌جهت خود را مقصر ندانند و سرزنش نكنند.‌با اين وجود ممكن است عوامل زير تاحدي در ايجاد و يا تشديد بيماري دخالت داشته باشند.
1- عوامل محيطي: مصرف سيگار و الكل در دوران بارداري ممكن است رابطه‌اي با ايجاد بيماري داشته باشد. مسموميت با سرب نيز مي‌تواند از علل اين بيماري باشد. امروزه در بيشتر رنگ‌ها سرب وجود ندارد، به همين دليل منبع مسموميت با سرب غالبا ساختمان‌هاي قديمي هستند كه ديوارهايشان با رنگ‌هاي قديمي رنگ‌ شده‌اند.
به‌نظر مي‌رسد كم‌بودن تحرك بدني و تماشاي زياد تلويزيون و بازي‌هاي كامپيوتري نيز در پيدايش آن دخيل باشند.
2- صدمات و اختلالات مغزي و تفاوت‌هاي ساختاري: يكي از تئوري‌هاي اوليه ايجاد بيماري، صدمات مغزي بود. كوكاني كه در اثر تصادف دچار صدمات مغزي مي‌شوند، گاهي علايمي مشابه اختلال <بيش‌فعالي- كم‌توجهي> بروز مي‌دهند. البته درصد كمي از بچه‌هاي مبتلا به اين اختلال سابقه ضربه به سر و صدمه مغزي ناشي از آن را مي‌دهند.
قسمت جلويي مغز مسئول كنترل تفكر، رفتار و احساسات است و در استدلال كردن و حل مساله ياريمان مي‌كند. قسمتي از قدام مغز كه دقيقا پشت پيشاني قرار دارد، بيش از ساير بخش‌ها در قضاوت، رفتار و حافظه نقش دارد. اين قسمت قدامي مغز در درصد كمي از كودكان مبتلا به <اختلال بيش‌ فعالي- كم‌توجهي> ده درصد كوچك‌تر از بچه‌هاي طبيعي است.
3- تغذيه: شكر و چاشني‌هاي غذا علايم بيماري را تشديد مي‌كنند. برخي محققين معتقدند كه حساسيت‌هاي غذايي، مسموميت با فلزات سنگين، رژيم غذايي كم‌پروتئين و پرهيدرات كربن، كمبود مواد معدني، اسيدهاي چرب ضروري، فسفوليپييدها و اسيدهاي آمينه، اختلالات تيروئيدي و كمبود ويتامين‌ها خصوصا ويتامين هاي گروه‌
B از عوامل خطر جهت ايجاد "اختلال بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي" هستند.
مشكلات مربوط به قندخون نيز به‌عنوان علت اين بيماري نام‌ برده شده است. به‌طور طبيعي وقتي غذا‌ مي‌خوريم، بدن ماده‌اي به‌نام انسولين ترشح مي‌كند كه مانع بالارفتن قند خون مي‌شود. از سوي ديگر مواد ديگري نيز ترشح مي‌شوند تا انسولين را كنترل نموده و مانع كاهش شديد قند خون شوند. به‌نظر مي‌رسد كه در كودكان مبتلا به اين بيماري، ميزان اين مواد كنترل‌كننده انسولين به نصف ميزان طبيعي كاهش يافته است. اين مسئله باعث مي‌شود كه در اثر انسولين قند خون افت كرده و فعاليت مغزي اين كودكان كاهش يابد. از آنجا كه بيشتر غذاهاي كودكان پر شكر است، كمي كاهش در شكر مصرفي و مصرف هيدرات كربن‌هاي پيچيده مي‌تواند علايم اين كودكان را كاهش دهد.
كمبود منيزيوم هم مي‌تواند علايم رواني زيادي از قبيل افسردگي، اضطراب، بي‌قراري و تحريك‌پذيري ايجاد نمايد. به‌نظر مي‌رسد كه كودكان مبتلا به اين بيماري دچار كمبود مواد معدني مثل منيزيوم، روي و آهن باشند. در اين كودكان تجويز مكمل منيزيوم علا‌ئم را به‌شدت كاهش خواهد داد.
4- ژنتيك: <اختلال بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي> اغلب در افراد يك فاميل ديده مي‌شود كه اين مسئله به نفع نقش ژنتيك در ايجاد آن است. 25 درصد بستگان نزديك كودك، مبتلا هستند، در حالي كه شيوع اين بيماري در كل جامعه 5 درصد است. مطالعه روي دوقلوهاي همسان به‌شدت نقش ژنتيك را تاييد مي‌كند. امروزه حتي مي‌توان با بررسي ژن‌ها خطر ابتلاي نوزاد را در آينده مشخص نمود.
5- بهم‌خوردن توازن شيميايي و عصبي: سلول‌هاي عصبي از خود موادي ترشح مي‌كنند كه در انديشيدن، ذخيره و پردازش اطلاعات مهمند. يكي از اين مواد، ماده‌اي است به نام دوپامين. دوپامين در كودكان بيش‌فعال ـ كم‌توجه به‌طور غيرطبيعي پايين است. محققين فكر مي‌كنند كه كم‌توجهي و مشكلات حافظه اين بيماران به‌علت كم بودن مقدار اين ماده در مغز است. در 60 درصد اين بيماران ژن‌هاي كنترل‌كننده توليد دوپامين غيرطبيعي‌اند.
ماده ديگري كه از سلول‌هاي عصبي ترشح مي‌شود و در اين بيماري اهميت دارد ،استيل ‌كولين نام دارد، كه در حافظه، توجه، هوشياري، ادراك، استدلال و قضاوت نقش دارد. در اين بيماران مقدار اين ماده نيز غيرطبيعي است.
به‌خاطر داشته باشيد كه والدين و معلمين عامل به‌وجود آمدن اين بيماري نيستند،بلكه آنها قسمتي از درمانند.

مراقب نوجوانان باشيد
دوره نوجواني دوره مناسبي است تا كودكي كه با تشخيص بيش‌فعالي‌ـ كم‌توجهي تحت درمان بوده، مجددا بررسي شود،سنين نوجواني براي اغلب افراد سنين پرمسئله اي است و مسلما براي نوجوانان بيش فعال-بي توجه، اين مسايل چندين برابر خواهند بود. مشكلاتي مثل اعتماد به نفس، ترس از طرد شدن، ميل به استقلال و انجام كارهاي ممنوعه (مثل مصرف الكل، مواد مخدر و رابطه‌هاي جنسي)، مشكلاتي هستند كه در اين بيماران بسيار بيشتر و شديدتر از افراد عادي خود را بروز مي‌دهند.
در اين دوره سني بيش از هر زماني به قوانين ساده و قابل فهم نياز است. بايد قوانيني ساده و مشخص در خانه وضع شود و سعي شود براي هر يك از مقررات دليل واضحي بيان شود. زماني كه مقررات ناديده گرفته مي‌شود بايد تا حد امكان آرام و قاطع به اين تخلف پاسخ گفت. تخلف از مقررات به هيچ عنوان نبايد ناديده گرفته شود و حتما بايد با آرامش با آن برخورد شود. به خاطر داشته باشيد كه عصبانيت‌هاي كنترل‌نشده و جوش آوردن، علايم بيماري را در كودك تشديد مي‌كنند.
رانندگي علاقه مشتركي در ميان نوجوانان است. آمارها نشان مي‌دهند كه ميزان تصادفات به ازاي هر كيلومتر رانندگي در سن 16 سالگي بيشتر از هر زمان ديگري است . افراد بيش فعال- كم‌توجه در 5 سال اول رانندگي 4 برابر افراد سالم دچارسوانح مي‌شوند، به همين علت در زمان رانندگي، خصوصا در چند سال اول بايد بسيار مراقب باشند. <هرچقدر بيشتر تمرين كنيد، ماهرتر مي‌شويد.> اين قانوني است كه در مورد بيماران بيش‌فعال- كم‌توجه نيز صدق مي‌كند.
اگر ليست مبتلايان به اين بيماري را مقابلتان بگذارند و برناردشاو، تولستوي، بتهوون، موزارت، ‌داوينچي، ونگوگ ‌وپيكاسو را در آن ببينيد، چه خواهيد گفت؟ در مورد ابتلاي گاليله، داروين، نيوتون، گراهام‌بل، اديسون، انتشتين و بيل‌گيتس چطور؟ به اين فهرست ناپلئون، بسيمارك، چرچيل، بيل‌كلينتون، جرج‌بوش، جان‌كندي، جان‌راكفلر، جيم‌كري، تام‌كروز، اسپيلبرگ و مايكل‌جوردن را نيز اضافه كنيد. اين اسامي تنها يك معني دارند:
ممكن است به علت متفاوت بودن مشكلاتي را تجربه كنيد، اما موفقيت، تنها، فرزند تلاش شماست.

بزرگ‌ترها هم بيمار مي‌شوند
30 تا 70 درصد كودكان بيش‌فعال‌ـ كم‌توجه، علائمشان تا بزرگسالي ادامه مي‌يابد. حتي ممكن است در برخي از بالغين براي اولين بار تشخيص<اختلال بيش‌فعالي‌ـ كم‌توجهي> مطرح شود كه البته‌معمولا سابقه علايم از كودكي وجود دارد.
بزرگسالان معمولا از بيماري خودآگاه نيستند و تنها حس مي‌كنند كه نمي‌توانند منظم باشند يا يك كار را به اتمام برسانند و تمركز خود را حفظ كنند. كارهاي روزمره مثل برخاستن از رختخواب، لباس پوشيدن، به موقع در محل كار حاضر شدن و كارا بودن در محل كار، كارهاي بسيار سختي براي اين بيماران محسوب مي‌شوند.
تشخيص بيماري هم در بزرگسالان دشوار است. اغلب آنها سابقه مشكلات فراواني را در مدرسه و محل‌ كار خود ذكر كرده و مرتبا تصادف مي‌كنند. براي تشخيص بايد علايم اين افراد از كودكي آغاز شده و به‌طور مداوم در وي بوده باشد. تشخيص صحيح بيماري به فرد احساس رهايي مي‌دهد و به وي امكان مي‌دهد تا دليل بسياري از رفتارهايش را بفهمد و با نقص‌هاي خود روبرو شود.
درمان بزرگسالان كاملا مشابه اطفال است و با مخلوطي از درمان دارويي و روان‌درماني انجام مي‌شود.
چند توصيه به بزرگسالان بيش‌فعال‌ـ كم‌توجه:
1- اجازه دهيد، در محل‌كار، مافوقتان از بيماري شما اطلاع پيدا كند. اين امر جلوي بسياري از سوتفاهم‌ها را خواهد گرفت.
2- برنامه روزانه داشته باشيد. در برنامه‌ خود كارهاي آن روز و زمان مناسب انجام آنرا قيدكنيد.
3- اگر بيش‌فعالي داريد، زمان نهار خود را به تخليه انرژي خود اختصاص دهيد. مثلا اطراف محل‌كارتان پياده‌روي كنيد.
4- اگر وسط كار فراموش مي‌كنيد كه مشغول انجام چه كاري هستيد، روي ميزتان كاغذي بگذاريد و مرتبا بر روي آن بنويسيد كه مشغول چه كاري هستيد.
5- اگر در ملاقات‌ها براي حفظ تمركزتان مشكل داريد، يك قلم‌وكاغذ به همراه داشته باشيد تا حرف‌هاي فرد مقابل را يادداشت كنيد. اين كار به حفظ تمركزتان در زمان گفتگو كمك مي‌كند.

خانم معلم حواستان جمع باشد
از آنجا كه معلمين با كودكان زيادي سروكار دارند، راحت‌تر مي‌توانند متوجه غيرطبيعي بودن فعاليت‌ يا كم‌توجهي كودك شده و بيماري كودك را تشخيص دهند.
به محض شك به اين اختلال، سريعا كودك را به روان‌پزشك ارجاع دهيد. هوشياري شما در اين زمينه مي‌تواند آينده كودك را دگرگون سازد.
براي شك كردن به اين اختلال بايد به فكر آن باشيد. به خاطر داشته باشيد كه در هر كلاس 25 نفره دوره ابتدايي ممكن است يك كودك به اين بيماري مبتلا باشد.
تمام كودكان مبتلا الزاما بيش‌فعال نيستند بنابراين تنها به كودكان پر جنب‌وجوش توجه نكنيد. كودك ممكن است تنها كم‌توجه باشد و حين درس مرتبا بخوابد. تشخيص اين كودكان مشكل است. آينده اين كودكان در گرو هوشياري شماست.
مقررات ساده و مشخصي براي كلاس وضع كنيد. نظم حاكم بر كلاس به شكل‌گيري توانمندي‌هاي اين كودكان كمك مي‌كند.
در صورت امكان از خطاهاي كوچك چشم‌پوشي كنيد.
به دانش‌آموزان بيش‌فعال‌ـ كم‌توجه زمان كافي براي پاسخ‌دهي بدهيد. برخي از دانش‌آموزان تحليل ذهنيشان كند است.بنابراين بيشتر از آنچه كه فكر مي‌كنيد كافي است، به آنها زمان بدهيد. بخاطر داشته باشيد كه اين كودكان در خواندن يا نوشتن مشكل دارند.
اين كودكان نياز دارند كه وسط كلاس‌هاي طولاني يا امتحان تنفسي داشته باشند. براي اينكار مي‌توانيد سوِالات امتحاني را در چند مرحله به آنها بدهيد.
به اين كودكان اجازه دهيد كه در صورت نياز از جاي خود برخيزند.
كمك كنيد كه بتوانند تخمين بزنند كارشان چقدر طول خواهد كشيد. اين مهارت مهمي براي آينده آنهاست.
تا حد امكان درس را مفرح تدريس كنيد. علاقمندي كودك به درس مانع تشديد كم‌توجهي او خواهد شد.
از حركات دست و چهره و وسايل كمك آموزشي براي تدريس استفاده كنيد.
درس را تكرار كنيد. تكرار كنيد! تكرار كنيد!
در برخورد با اين كودكان صبور و منعطف باشيد.
در مطالعات نشان داده‌اند كه در زمان‌ لبخندزدن نسبت به حالت معمول يا اخم كرده، واكنش‌هاي مناسب‌تري نشان مي‌دهيم. در پاسخ به درخواست كمك كودك، لبخند بزنيد.
دانش‌آموزان اغلب مي‌ترسند كه كمك بخواهند، بايد آنها را به اين كار تشويق كنيد. لبخند شما، تماس چشميتان، ايستادن كنار دانش‌آموز، پائين آمدن تا قد دانش‌آموز مواردي هستند كه به ارتباطتان با دانش‌آموز كمك مي‌كنند.
اجازه ندهيد كودك به كمك شما يا ساير دانش‌آموزان وابسته شود.
هرگز نخواهيد كه كودك مبتلا به بيش‌فعالي‌ـ كم‌توجهي دارويش را مقابل ساير دانش‌آموزان بخورد.
همه كودكان بيش‌فعالي‌ـ بي‌‌توجه يك مشكل ندارند. ممكن است يكي در شروع كار مشكل داشته باشد و ديگري در خاتمه كار. براي كمك به دانش‌آموزتان مشخص كنيد كه چه مشكلي دارد.
بخاطر بسپاريد كه آينده اين كودكان به آگاهي و احساس مسئوليت شما وابسته است.

ADHD تنها نيست
در اين كودكان، بعضي از اختلا‌لا‌ت بيش از افراد طبيعي ديده مي‌شود كه اين مسئله ممكن است مشكلاتي را در تشخيص پيش آورد.‌مهم‌ترين اين اختلا‌لا‌ت عبارتند از:
مشكلات يادگيري: 20-30 درصد اين كودكان در يادگيري مشكل دارند كه اين مسئله در 8 درصد بچه‌هاي طبيعي نيز ديده مي‌شود. در سال‌هاي پيش از مدرسه، اين ناتواني‌ها به شكل مشكلاتي در درك برخي صداها و بيان برخي از كلمات بروز مي‌كنند اما در سنين مدرسه به‌صورت مشكلاتي در خواندن، هجي‌كردن و نوشتن ديده مي‌شوند.
تيك‌ها: در درصد كمي از اين بيماران اختلال عصبي به‌نام <سندروم توره> ديده مي‌شود. اين افراد تيك‌هاي مختلفي مثل پلك‌زدن پي‌درپي، پرش‌هاي عضلات صورت، تيك‌هاي صوتي، سرفه‌هاي عادتي، بالاكشيدن بيني و تكرار برخي كلمات دارند. اين تيك‌ها با درمان تا حدودي كنترل مي‌شوند. اكثر مبتلايان به سندروم توره، <اختلال بيش‌فعالي-‌كم‌توجهي> را به‌طور هم‌زمان دارند.
‌مشكلات رفتاري: 20-4 درصد از‌بيماران در رفتارهاي اجتماعي مشكل دارند كه در موارد شديد مي‌تواند به شكل رفتارهاي ضد اجتماعي بروز يابد. اين گروه از كودكان اغلب دروغ مي‌گويند، دزدي مي‌كنند، با ديگران درگير مي‌شوند و بسيار مستعدند كه در مدرسه فاجعه به بار آورده و يا با پليس مسئله پيدا كنند.همچنين اين كودكان، غالبا رفتارهاي تهاجمي دارند، به مردم توهين مي‌كنند. اشياء را خراب مي‌كنند و بسيار مستعد اعتيادند.
‌اضطراب و افسردگي: بعضي از بيماران، افسردگي و اضطراب را نيز به‌طور همزمان دارند. اگر افسردگي يا اضطراب تشخيص داده شده و درمان شود، بهتر مي‌توان مشكلات ناشي از بيش‌فعالي- كم‌توجهي كودك را كنترل كرد.
از طرفي درمان بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي نيز اثر مثبتي بر اضطراب دارد و به كودك كمك مي‌كند تا در كنترل رفتار خود مهارت پيدا كند.
‌اختلال دوقطبي: در كودكان افتراق بين <بيش‌فعالي- كم‌توجهي> و اختلال دوقطبي دشوار است. به‌طور كلاسيك، اختلال دوقطبي با نوسانات شديد خلق مشخص مي‌شود به اين صورت كه فرد مبتلا به تناوب در دوره اي از زندگي بيش از حد طبيعي سرحال و خوش است ولي‌در دوره اي ديگر حالتي شبيه آدم هاي افسرده را دارد. ‌اما در كودكان اين مشكل بيشتر به شكل مخلوطي از خوشحالي، افسردگي و تحريك‌پذيري ديده مي‌شود. كم‌خوابي و پرانرژي بودن در هر دو بيماري مشترك است اما در اختلال دوقطبي خلق بسيار بالا و خوشحالي شديد بي‌دليل و خود بزرگ‌بيني هم ديده مي‌شود كه به كمك آن مي‌توان‌اين بيماري را از اختلا‌ل بيش‌فعالي ـ كم‌توجهي تشخيص داد.

ديدين حق داشتم نگران كيان باشم،‌ چون دقيقا عين تمام مسائلي رو كه مطرح كرده، اون داره، ولي خوشبختانه از وقتي دارو ميخوره، نه خيلي ولي داره بهتر ميشه.

اميدوارم خسته‌تون نكرده باشم، به اميد ديدار.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        چهارشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٥ - بيتا