دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
شب يلدا

شب يلداي همتون مبارك، امشب چكار كردين؟؟؟

ما كه كلي با پسرا حال كرديم چون تو مهد كودك جشن شب يلدا داشتن و پسراي ماماني من اولين عكساي مهد كودكيشونو انداختن، حالا بماند چقدر توصيه‌هاي ايمني بهشون كردم (لبخند يادتون نره، موهاتونو شونه كنين، همديگه رو هول ندين، عكس دوتائيتون خوب بيفته ها، مسخره بازي در نيارينا).........، تا حاضر شد براتون ميذارمشون.

از ننه سرما يكي يه صفحه دارت آهنربائي با 6 تا دارت گرفتن كه از وقتي اومدن خونه با اون مشغولن، راستش من و ناصرم مشغوليم. خيلي حال ميده وقتي پرت ميكني ميچسبه به صفحه، آجيل شب يلدا هم برامون آوردن. (بصورت بسته بندي خيلي بامزه)

يه جشنم روز ۱۱ و ۱۲ دی دارن كه قراره ايندفعه با بابانوئل عكس بندازن و از اون جايزه بگيرن.

راستی مهد هم يه خبر خوب بهم داد كه از وقتی كيارش رفته كلاس خاله صفورا هر دوشون خيلی خوب شدن.

نميدونم چرا پست اولين برفم به همراه عكس پسرا غير فعال شده بود، منم حذفش كردم، در اولين فرصت اون عكسا رو دوباره ميذارم.

از ديدن عكساي بچگي پسرا كلي كيف ميكنم. از اين به بعد عكساشونو بصورت سير تكاملي رو به رشد ميذارم اينجا.

از كامنتاي قشنگ و دلگرم كننده همتون هم ممنونم، راستي من يه دوقلو پيدا كردم، اونا دخترن، عسل و غزل، ميتونين به اونا هم سربزنين، تو لينك دوستان هستن.

بايد عكسائي رو هم كه ديده نميشن درست كنم، واي چقدر كار دارم، خيلي خبرا شده، سرفرصت براتون مينويسم.

فعلا كه ساعت 10 دقيقه به 5 صبحه اول ديماهه و من همچنان بيخواب.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        جمعه ۱ دی ،۱۳۸٥ - بيتا