دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
نتيجه آزمايش

سلام به همه شما دوستاي گلم كه از خوندن كامنتاتون هم كلي انرژي گرفتم هم كلي خنديدم.

لازم به توضيحه براي اون دوستائي كه جزء همكاراي سابق من نيستن، چن سال پيش يه روز پنجشنبه ساختمون شركت كه توي ميرداماده ساعت 5/3 لرزيد، منم كه واقعا ترسيده بودم تلفنو برداشتم و اينجوري پيج كردم: همكاران محترم چندي پيش ساختمان لرزيد، لطفا محل كار خود را ترك كنيد. از اون روز اين مسئله بين بچه‌ها سوژه شده. البته بگما غير از من چن نفر ديگه هم حس كرده بودن. منم كه ديدم ساعت كارمون تا چهاره گفتم همكارا زودتر جونشونو نجات بدن. ولي خودمونيما خيلي از اين مسئله وحشت دارم.

خدا رو شكر تيروئيدم مشكل حادي نداره و همونطور كه دكتر گفته بود فقط يه گره هست كه بايد از بين بره. قراره 50 روز ديگه برم تا ببينه اون گره كوچيكتر شده يا نه؟؟

راستي از داروخانه يه دارو گرفتم به اسم ماوالا استاپ مخصوص ناخن جويدن كه فرانسويه و مثل لاك ميمالي روي ناخن، كيارشم كه عاشقه لاكه با كمال ميل ناخوناشو آورد جلو و حسابي براش زدم. بعد از چن دقيقه كه ديدم طبق معمول داره دستش ميره طرف دهنش يه اشاره به ناصر كردم كه حواسش باشه، يهو ديديم اخماشو كرده توهم ميگه ماماني دستم چه تخله (تلخه). بعد بهش گفتم ميخواي ناخن بخوري و اونم هي ميگفت نههههه.

روزا همينطور يكنواخت ميگذرن، ديروز بعد از چند وقت رفته بوديم خونه مادرشوهرم، كلي به پسرا خوش گذشت چون وقتي ميرن اونجا انقدر آزادي دارن و هر چي ميخوان در دسترسشونه كه خدا رو بنده نيستن. تازه هر دفعه كلي هم خسارت ميزنن.

ناصر هم چون كار داشت چند ساعتي رفت بيرون و اونا حسابي هركاري كه دلشون خواست كردن و منم كلي حرص خوردم، جالب اينجا بود كه با هر بار بيدور احمق گفتن اين دوتا، مادرشوهرم از خنده غش ميكرد و كلي ذوق ميكرد. قيافه منم كه حسابي ديدني بود چون اصلا جلوي خانواده شوهرم نميتونم بچه‌ها رو دعوا كنم، از بس كه دوسشون دارن كسي نبايد بگه بالاي چششون ابروهه.

اين دوتا فسقلي هم كه اين موضوع رو خوب فهميدن حسابي همه رو سركار گذاشته بودن، تازه كيارش كلي هم بلبل زبوني ميكرد و ميگفت با شما نميايم خونه ميخوايم خونه مامان بزرگ بمونيم.

بعدش رفت تلفنو برداشت گفت: ميخوام دنگ بدنم آدانس، ماشين بياد مامانو بابارو ببره.

خلاصه با كلي التماس و وعده وعيد دادن لباساشونو پوشونديم و راه افتاديم، وقتي هم رسيديم خونه ساعت تازه 5/8 شب بود و چون نيمساعت از وقت خوابشون گذشته بود سريع روونه تختخوابشون شدن. جالبه از بس كه خسته بودن در عرض ايكي ثانيه صداي خر و پف جفتشون بلند شد. تازه آقا كيارش لطف فرمودن و ديشب دوبار جاشونو خيس كردن، از بس كه ميدوئيدن و عرق ميكردن و اين كيارشم تا تونست آب و دوغ خورد.

ولي بيدار شدن صبحشون خيلي باحال بود، هركدوم يه ور افتاده بودن و ديدم ناصر از پسشون بر نمياد خواب آلود رفتم كمكش و دوتائي شروع كرديم به لباس پوشوندن درحاليكه هر دو خواب خواب بودن و به زور از خونه رفتن بيرون.

اين سه‌شنبه جلسه روانشناسي مهد رو بايد شركت كنم تا ببينم چه خبره. به ناصر هم گفتم به جاي اول آذر، سي آبان هزينه دو ماهشونو پرداخت كنه يه موقع به سرشون نزنه عذر بچه‌ها رو بخوان. خلاصه بچه‌داري كلي دردسر داره. راستي تو حروف انگليسي هم تا F پيش رفتن و كلي هم شعر تازه به اضافه سوره ناس و توحيد و كوثر رو ياد گرفتن.

راستي خبر زير رو هم بخونيد بد نيست، ما كه مونديم كي راست ميگه كي دروغ؟؟

متهم اصلی پرونده ی بازیگر سریال نرگس، فرزند یکی از کارگردانان مشهور می باشد!

یک منبع مطلع گزارش داد: متهم اصلي پرونده شکایت بازیگر سریال «نرگس» به ایران انتقال داده شد.
بنابراین گزارش، این در حالی است که هيچ يك از مقامهاي قضايي و انتظامي اين خبر را تأييد نكردند.
به گزارش خبرنگار ما، اين جوان كه ظاهراً پدرش يكي از كارگردان هاي معروف كشور است، متهم است كه یک فیلم غیر اخلاقی که یک زن با چهره بسیار شبیه به بازیگر نقش فرعی سریال «نرگس»، در آن ایفای نقش می کند، ساخته و آن را با تیراژ بسیار وسیع در بین مردم و اینترنت توزیع کرده است. گفتني است، متهم پس از توزيع فيلم به كشور ارمنستان متواري شده بود كه به درخواست «مرتضوي» دادستان تهران و پليس اينترپل ايران، كشور مذكور متهم را در «ايروان» شناسايي و پس از دستگيري روز سه شنبه وي را به پليس ايران تحويل داد.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٥ - بيتا