دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
حميرا

اين متنو فقط برای Homi مينويسم كه كامنت گذاشته بود بچه‌های برزويه بی معرفتن

حميرای عزيزم بدون كه ما بی معرفت نيستيم فقط گرفتاريامون زياد شده، هميشه و در هرجائی كه دور هم باشيم خيلی يادت ميكنيم، مطمئن باش كه تو رو از ياد نميبريم و اميدواريم دوباره هرچی زودتر به ايران بيای و ببينيمت. شايان گلت رو ببوس و به آقا رضا هم سلام برسون.

حالم هيچ خوب نيست بعدا ميام و همه چی رو مينويسم، ديدم بی انصافيه جوابتو ندم اين بود كه اين پستو فقط به تو عزيزم اختصاص دادم.

از طرف همه دوستات در برزويه

****************

گر چه دوری زبرم همسفر جان منی
قطره اشکی و بر دیده گریان منی
در دل شب منم یاد تو و گوهر اشک
همره اشکی و هم بر سر مژ گان منی
این مپندار که نقش تو رود از نظرم
خاطرت جمع که در خواب پریشان منی

 

حال كردي

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        دوشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٥ - بيتا