دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
وای يه خبر خوب

همين الان يكي از همكارام زنگ زد و خبر بله برون دو تا از همكارامو بهم داد كه واقعا خيلي دوسشون دارم و براشون از ته دل آرزوي خوشبختي ميكنم. منم كه ديدم خوابم پريده بهتر ديدم زودتر تو وبلاگم بنويسم.

اين شعرو تقديم ميكنم به اين دو تا دوست عزيزم:

تقديم به عاشقا

عشق نمی پرسه اهل کجايی
فقط ميگه تو قلب من زندگی می کنی
عشق نمی پرسه چرا دور هستی
فقط ميگه هميشه با من هستی
عشق نمی پرسه که دوستم داری فقط ميگه:

دوستت دارم

*********************

آری، آغاز دوست داشتن است
گر چه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست

من از همين جا براي اين دو تا عزيز آرزوي خوشبختي و شادكامي دارم، انشاءالله هرجا كه هستن شاد باشن.

پنجشنبه هم از ديدن دوستام كلي ذوق كردم روز خيلي خوبي بود كلي تجديد خاطره شد. تازه يه چيز جديدم خورديم كه اول كلي بهش خنديديم. اسمشم خيلي جالب بود. پانچ مخلوطي از چند آبميوه كه بطرز جالبي تزئين شده بود. خلاصه كلي خوش گذشت.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        شنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٥ - بيتا