دل نوشته‌هاي مامان كيان و كيارش
زندگي

الان از مهد برگشتم و به مربي پسرا گفتم وسائلشونو جمع كنه تا فردا با خودم بيارم خونه كه براي پس فردا آماده شون كنم.

امروز صبح بازهم كيان كمي تب داشت ولي چون خيلي اصرار ميكرد همراه كيارش فرستادمش. توخونه حوصلش سر رفته بود.

ظاهرا قراره فردا ديگه دفتر تهرانمون بسته بشه و چند اتاق در NPC به همكارا داده بشه.

من تازه كم كم دارم ميفهمم تو خونه موندن چقدر سخته درسته كمي سرم گرمه ولي بازم احساس دلتنگي ميكنم.

هنوز تصميم نگرفتم چه كلاسائي اسم بنويسم ولي هرچي باشه بايد ديگه از تيرماه شروع كنم.

 

براي مدت مديدي به نظر هر کسي مي رسد که زندگي واقعي را بايد از جائي شروع کرد، ولي هميشه موانعي سر راه وجود دارد- تجربيات سختي که بايد از سر گذراند-- کارهايي که بايد به سرانجام برسد-- زماني که بايد صرف انجام کاري شود- قبضي که بايد پرداخت شود سپس........... تازه زندگي آغاز خواهد شد.

اين عقايد کمک کرد تا بفهمم هيچ جاده اي تا سعادت و خوشبختي نيست بلکه خوشبختي همان راه و لحظه هاي زندگي است که طي مي کنيم.
پس از تمام لحظات زندگيت لذت ببر......

کافيست در انتظار بودن براي اتمام تحصيلات يا شروع آن. به دست آوردن پول يا خرج کردن آن، براي کاري را شروع کردن، براي ازدواج، براي يک روز تعطيل، خريد ماشين جديد، دادن قرضها، براي بهار، تابستان، پاييز و زمستان، براي اول ماه، پانزدهم ماه، براي آهنگي که قراره از راديو پخش بشه، براي مردن،براي دوباره زنده شدن....... قبل از اينکه تصميم بگيري شاد باشي.

افلاطون ميگويد :‌ زندگي‌اي كه آن را بررسي نكرده باشيد ارزش زيستن ندارد. حقيقت اين است كه هيچ هديه‌اي ارزشمندتر از اين نيست كه راهي براي شناخت خود حقيقي پيدا كرد. همواره بزرگترين عجايب، اعجازها و شگفتي‌ها در درون خود ما اتفاق مي‌افتد كه منتظرند خود را بر ما آشكار سازند. و اينچنين حالتي روشنگري‌هاي عميق و كم نظيري را همراه انسان مي‌سازد .

شاد باشيد

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink        سه‌شنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٥ - بيتا